محمد قنبرى

453

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

2 . حديث صحيح در اصطلاح متأخران راه و روش فقهاى شيعه در توصيف روايت به صحت ، تا قرن هفتم بر اصطلاح قدما استوار بود و همگان به احاديث صحيح به معنى ياد شده عمل مىكردند و هرگز در قيد اين نبودند كه سحت روايت را از طريق وثوق به راوى به دست بياورند ، بلكه قرائن خارج از حديث را نيز در نظر مىگرفتند و پس از احراز وثوق و اطمينان به صدور ، به حديث عمل مىنمودند ولى از قرن هفتم اسلامى به عللى - كه در اين مختصر مجال ذكر آن نيست - اين اصطلاح تا حدودى كنار رفت و احاديث اسلامى ، بر اساس پايهء اعتبار راوى آن ، به اقسام چهارگانه منقسم گرديد ، اين اقسام عبارتند از : 1 . صحيح 2 . موثق 3 . حسن 4 . ضعيف ، در اين تقسيم محور دو چيز است 1 . مذهب 2 . وثاقت راوى . اينك توضيح آن : الف ) حديث صحيح ، حديثى است كه همهء راويان آن امامى مذهب بوده و به وسيلهء دو رجالىِ عادل تعديل شده باشد . ب ) حديث موثق ، حديثى است كه راويان و يا يكى از آنها غير امامى بوده ولى همگى در مذهب خود عادل و يا لااقل صدوق و راستگو بوده باشند . ج ) حديث حسن ، حديثى است كه همهء راويان آن امامى بوده ، اما علماى رجال به عدالت آنان تصريح ننموده ولى در عين حال آنها را ستوده باشند . د ) حديث ضعيف ، حديثى است كه فاقد مزاياى اقسام سه گانه « 1 » باشد ، راوى و يا راويان آن « مجهول » ( ناشناخته ) يا شناخته ولى « مهمل » ( توصيفى از عدالت و غيره دربارهء او انجام نگيرد ) و يا مطعون باشد ، از وضع او انتقاد شود . اكنون اصطلاح رايج همين اصطلاح دوم است - كه از نظر خوانندگان گرامى گذشت - ولى آنچه لازم به تذكر است و بخشى از اين اعتراض به كتاب صحيح الكافى را تشكيل مىدهد ، اين است كه فقهاى شيعه از روزى كه اين اصطلاح به وسيلهء احمد بن طاووس حلى متوفاى سال 673 ، پىريزى شد و از طريق تلمذ او ، علامه حلى متوفاى سال 726

--> ( 1 ) . معالم الدين بخش خبر واحد .